تبليغاتX
مَکرانیهای مقیم زاهدان 84
مَکرانیهای مقیم زاهدان 84

 

|+| نوشته شده توسط میر ارباب در چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386 ساعت 20:19 |

love you baluchastan-jan
 

 
 
|+| نوشته شده توسط میر ارباب در پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1385 ساعت 21:2 |

بهترین کلمات دنیا
سازنده‌ترين کلمه((گذشت)) است...آن را تمرين کن.

اصلی‌ترين کلمه((اعتماد)) است...به آن اعتماد کن.

پرمعنی‌ترين کلمه((ما)) است...آن را به کار بر.

دوستانه‌ترين کلمه((رفاقت)) است...از آن سو استفاده نکن.

عميق‌ترين کلمه((عشق)) است...به آن ارج بده.

زيباترين کلمه((راستی)) است...با آن روراست باش.

بی رحم‌ترين کلمه((تنفر)) است...با آن بازی نکن.

زشت‌ترين کلمه((تمسخر)) است... دوست داری با تو چنين شود؟؟

خودخواهانه‌ترين کلمه((من)) است...از آن حذر کن.

موقرترين کلمه((احترام)) است...برايش ارزش قايل شو.

نا پايدارترين کلمه((خشم)) است...آن را فرو بر.

آرامترين کلمه((آرامش)) است...به آن برس.

بازدارنده‌ترين کلمه((ترس)) است...با آن مقابله کن.

عاقلانه‌ترين کلمه((احتياط )) است...حواست را جمع کن.

با نشاط‌ترين کلمه ((کار)) است...به آن بپرداز.

دست و پا گير‌ترين کلمه((محدوديت)) است...اجازه نده مانع پيشرفتت شود.

پوچ‌ترين کلمه((طمع)) است...آن را بکش.

سخت‌ترين کلمه ((غير ممکن)) است...وجود ندارد.

سازنده‌ترين کلمه((صبر)) است...برای داشتنش دعا کن.

مخرب‌ترين کلمه((شتابزدگی)) است...مواظب پل‌های پشت سرت باش.

روشن‌ترين کلمه((اميد)) است...به آن اميدوار باش.

تاريک‌ترين کلمه((نادانی)) است...آن را با نور علم روشن کن.

ضعيف‌ترين کلمه((حسرت)) است...آن را نخور.

کشنده‌ترين کلمه((اضطراب)) است...آن را ناديده بگير.

تواناترين کلمه((دانش)) است...آن را فرا گير.

کم‌ترين کلمه ((پشتکار)) است...آن را داشته باش.

با ارزش‌ترين کلمه((بخشش)) است...سعی خود را بکن.

سمی‌ترين کلمه((شانس)) است...به اميد آن نباش.

قشنگ‌ترين کلمه((خوشرويی)) است...راز زيبايی در آن نهفته است.

لطيف‌ترين کلمه((لبخند)) است...آن را حفظ کن.

رساترين کلمه((وفاداری)) است...بدان که جمع هميشه بهتر از يک فرد بودن است.

ضروری‌ترين کلمه((تفاهم)) است...آن را ايجاد کن.

محرک‌ترين کلمه((هدفمندی)) است...زندگی بدون آن پوچ است.

سالم‌ترين کلمه((سلامتی)) است...به آن اهميت بده.

|+| نوشته شده توسط میر ارباب در پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1385 ساعت 20:54 |

سلام دو آهنگ زیبا

گر به کار های شما نمی رسد ولی باز هم ما اینیم ....
 لامتی

 

 ۸۷۶۰ ساعت نوع پروری و۳۱۵۳۶۰۰۰ ثانیه  آرزو می کنم !  

 

 آهنگ ملا محمد جان - پورا ن

|+| نوشته شده توسط میر ارباب در یکشنبه هفدهم دی 1385 ساعت 17:41 |

جی مکران مام يلان

                         

باتی مدام عيش و گلان   

                

هنچو که صد برگين گلان   

              

پروا مبات  تئ بلبلان      

                

شعر ازمولاناعبدالله روانبد

|+| نوشته شده توسط میر ارباب در دوشنبه چهارم دی 1385 ساعت 14:5 |

نشر اکاذیب در یک وب
سلام
خیلی قشنگ بود امیدوارم که واقعا حقیقت داشته باشه
خیلی جالب است . من مدت خیلی زیادی است که سامی یوسف را می شناسم
و به جرات می تونم بگم که تمام منابع عربی و انگلیسی درباره سامی یوسف رو خوندم اما به هیچ وجه با این مطالب برخورد نکرم
برای من که خیلی عجیب این آقا مطالب رو از کجا آورده آخه کلی هم خندیدم سیامک !!!!

از شما هم گله دارم که این مطالب رو می ذارید در ویلاگ ...

فقط یک چیز و می تونم بگم سامی یوسف مسلما شیعه نیست !!!!
و نشون هم میده که سنی مذهب اونم به دلایلی !

و بعد اینکه از انتشار این مطالب جلوگیری کنید این مطالب ایجاد شایعه میکنه ..

ممنون                                                          http://samiyusuffan.blogfa.com/post-71.aspx
|+| نوشته شده توسط میر ارباب در چهارشنبه بیست و دوم آذر 1385 ساعت 20:30 |

چکاس

شروع په نام الله مزن بخشنده بازمهربان

چکاسی په تمام بلوچان (مَکّ ُرانیان) و(سرحدیان )

په نام :شستون می گل ِشهرنت

وتی گپانَ و وتی بتلان مه وتی وبلاگی تها بنویسد

یا اوانَ  په  منی ایمیل دیم دهیت 

پروکستیت منی براسُ گوهاران

 

|+| نوشته شده توسط میر ارباب در پنجشنبه دوم آذر 1385 ساعت 19:39 |

مناجات . . . نامه . . . .
 

به نام هستی بخش

الهی! دلی ده که در کار تو جان بازيم و جانی ده که کار آن جهان سازيم و تقوايی ده که دنيا بسپريم و روحی ده که از دين برخوريم ويقينی ده که در آز بر ما باز نشود و قناعتی ده که تا صعوه حرص ما باز نشود و دانايی ده که از راه نيفتيم و بينايی ده تا در چاه نيفتيم و دست گير که دست آويز نداريم و در گذار که بد کرده ايم و طاعت مجوی که ياب آن نداريم و از هيبت مگوی که تاب آن نداريم

و توفيقی ده تا در دين استوار شويم ،

و عقبی ده تا از دنيا بيزار شو يم و به راه دار تا پشيمان نشويم و بیاموز تا شریعت بدانیم و بر افروز تا در تاریکی نمانیم و بنمای تا در روی کس ننگریم و بگشای دری که در بگذریم و تو بساز، که دیگران ندانند و تو بنواز که دیگران نتوانند و همه را از خود رهایی ده و همه را ده خودآشنایی ده و همه را از مکر شیطان نگاهدار و همه را از فتنه نفس آگاه دار .

الهی! بساز کار من ومنگر به کردار من و دلی ده که طاعت افزون کند و طاعتی ده که به بهشت رهنمون کند و عملی ده که در او آتش هوا نبود و عملی ده که در او آب زرق و ریا نبود و دیده ییده عز ربوبیت تو بیند و نفسی ده که حلقه بندگی تو در گوش کند و جانی ده که ز هر حکمت تو ته طبع نوش کند و تو شفا ساز که ازین معلوبان شفایی نیاید و تو گشادی ده که ازین مغلولان کاری نگشاید و به اصلاح آر که نیک بی سامانیم ،

جمع دار که بس پریشانیم.

 
 
|+| نوشته شده توسط میر ارباب در پنجشنبه سیزدهم مهر 1385 ساعت 14:24 |

یک وشین چیزوکِؤ

شما پَروکسَتیت ؟؟

|+| نوشته شده توسط میر ارباب در سه شنبه سوم مرداد 1385 ساعت 15:22 |

په بلوچئين گوهاران
  

او منی گوهار ،                او منی گوهار

چمان وتی پچ کن بچار  بشکُن وتی براتء توار


        نئيست اِنت منا بازئين کرار

او منی گوهار ،           او منی گوهار


        پرچا تو هستئی بئ توار
بيا منی گوهار،            بوشت منی کنار
       جاه تئی نه انت بس مان دوار

او منی گوهار ،             او منی گوهار
       در بو چا ائی لونجئين تهار


دئيما وتی دستان شهار حقاّن وتی پجاه بيار

او منی گوهار ،          او منی گوهار


         پرچا گرئيوئی زار و زار
تئی دل، من زانان نئيست تلار
         بلئی ائی بوت نکنت اِنت تئی سِزار

من الّمان او منی گوهار
                دگنيا نبيت اِنت يک کرار
بل بازئين وتی لج و ميار
             بيا بوشت گون مردان يک کتار

او منی گوهار          او منی گوهار
بيا که کنئين گون هم کرار
             پادآ ! کنئين سلّ رسمَ ءا گار
پچ کنئين راهِ ائی پا آ نوکئين ديار

او منی گوهار             او منی گوهار
            شستونِ ء تواران گوش بدار
     استونَ جنت اِنت يک کرار
      تان کد بنندئين اِنتظار؟

 شستونی – نوامبر ۲۰۰۷ ( آبان ۱۳۸۵)

|+| نوشته شده توسط میر ارباب در پنجشنبه بیست و دوم تیر 1385 ساعت 11:54 |

نسب البلوش

ينتشر البلوش كثيرا في منطقة الخليج، البعض منهم من بلوش مكران(منطقة جبلية بين ايران و باكستان، و لكنها تابعة لباكستان) و البعض منهم من ايران، قد تسأل اين هي بلوشستان اذا؟
بلوشستان هي التي تضم مكران و غيرها من المناطق، فمثلا في مكران تجد مناطق كثيرة وقبائل عديدة، و من بعض مناطق مكران: دشت، بنجكور، تربت، تمب، كولواه
و كما نعرف، فكل واحد ينتسب الى منطقته؛ فالذي من دشت يدعى الدشتي، من بنجكور يدعى بنجكوري، كولواه كولواهي
 سأبدأ معكم تاريخ البلوش باخباركم شيئا فشيئا، و بما انني من الجيل الجديد و من مواليد الامارات، فلا أعلم كثيرا عن تاريخ البلوش،للأسف، و لذلك فيكون مرجعي هو كتاب "الجوهر المنقوش في تاريخ البلوش"، من تأليف نبيل داد بن بهادر البلوشي المعروف باسم عبدالحكيم البلوشي. المؤلف إمام في احدى مساجد مدينة الشارقة، و كما قرأت مقدمة الكتاب، فان المؤلف بحث كثيرا في كتب التاريخ، و من الكتب التي بحث فيها اصل البلوش كتاب معجم البلدان

 

أمر النبي  صلى الله عليه وسلم أمته بحفظ النسب، عن أبي هريرة رضي الله عنه عن النبي صلى الله عليه وسلم قال: "تعلموا من أنسابكم ما تصلون به أرحامكم، فان صلة الرحم محبة في الأهل مثراة في المال منسأة في الأثر" عن أصله قال من قرية كذا" .


البلوش من العرب من بني قحطان من الأزد من أهل اليمن من ولد سليمة بن مالك بن فهم الذي خرج من اليمن الى كرمان عام 300 قبل الميلاد و ذلك لأنه قتل اباه مالكا خطأ، فهرب خوفا من اخوته الى بلاد فارس، فأقام هناك على جبال كرمان مع أولاده حتى مضى عليم 800 سنة، ثم خرج البعض الى مكران و الآخرون الى العراق عندما حاربهم أنوشروان حاكم ايران عام 560 للميلاد، و الذين جاؤوا الى العراق سكنوا في مكان شرقي بغداد يسمى الحلبة ثم حاربهم يزيد بن معاوية سنة 60 للهجرة لأنهم وقفوا الى جانب الحسين بن علي رضي الله عنهما في معركة كربلاء، فخرج البعض الى سجستان و الأخرون الى البصرة

                                                    < والسلام علیکم >

|+| نوشته شده توسط میر ارباب در پنجشنبه یکم تیر 1385 ساعت 16:59 |

علت عدم رشد و توسعه قوم بلوچ

اگر اذعان کنیم آسودگی فکر ، امنیت اقتصادی و اجتماعی و ثروت از جمله ابزاری هستند که زمینه را برای ایجاد جو مناسب برای پرداختن به مسائل فکری ، هنری ، ابداعات ، اکشتافات ، خلاقیت ها ، قابلیتها و نهایتا تمدن فراهم می کند.

اگر بخواهیم این مسئله را عمیقا ریشه یابی نمائیم در می یابیم که علت عدم رشد و توسعه بلوچ و بلوچستان چیست ، لذا برای کالبد شکافی این مسئله نقاطی را بشرح زیر مطرح می سازیم :

1. عمده ترین علت عدم رشد و توسعه این استان فقر فرهنگی و نبود نیروی متخصص و توسعه یافته انسانی ، این هم به این دلیل وجود نداشته که در طول دوران استبداد و شوم پهلوی جو زمینه برای احداث و تأسیس نهادهای فرهنگی و آموزشی فراهم نبوده است.

2. شرایط بد اقتصادی نیز یکی از اسباب عدم رشد و توسعه بوده است. چون در این نقطه از کشور فعالیت چشمگیر صنعتی و اقتصادی که بتوان اکثریت مردم این نقطه را تحت پوشش داد صورت نگرفته است مردم این استان یعنی حداقل 70% آنها زیر   خط فقر اقتصادی زندگی می کنند و توانائی این که بتوانند بچه ها و فرزندانشان را مبدل به یک نیروی توسعه یافته و متخصص انسانی بکنند را ندارند تا حداقل این مشکل زیربنائی خود را حل نمایند . و نیازهای فرهنگی و اجتماعی خود را توسط نیروی انسانی بومی برآورده کنند.

3. زندگی اکثر مردم بصورت اولیه یا سنتی می باشد یعنی درآمد اقتصادی اکثر مردم بر پایه کشاورزی ، شبانی ، شغل های کاذب و غیرو می باشد که فقط برای امرار معاش آنها کفایت می کند و جای پس اندازی برای آنها باقی نمی ماند.

4. درگیری های داخلی بین طوایف نیز یکی از علل عدم رشد و توسعه است که مردم را سرگرم آن ساخته است و اجازه فعالیت های دیگر را نمی دهد.

5. یکی از علل مهم عدم توسعه این بود که در گذشته بعلت فقدان راههای مناسب ارتباطی فاصله این استان با مرکز کشور و سایر نقاط کشور طولانی تر بود اما حال این مسئله بهتر شده است.

6. پائین بودن سطح فرهنگ عمومی منطقه و فقدان نیروی متخصص بومی ، یا مهارتهای لازم به دلیل ضعف نادی و آموزش تربیت انسانی .

7. رواج شدید قاچاق مواد مخدر و کالا در این منطقه بعد از انقلاب اسلامی .

البته یکی از عوامل عمده در مسئله قاچاق ، ابعاد خارجی آن نیز می باشد، بطوریکه بالا رفتن تقاضای مصرف در بازارهای اروپا و تولید مواد مخدر ، همراه با بی توجهی کشور پاکستان ، همچنین تردد بی رویه افاغنه در ارتباط با بحران داخلی کشورشان، به شدت بخشیدن قاچاق مواد مخدر دامن زده است .

8. فقر امکانات اقتصادی ، در آمد و سود بالای قاچاق مواد مخدر ، نبودن زمینه های سالم و فقدان مراکز تولیدی در شاخه های صنعت و کشاورزی برای اهالی و در نهایت عدم پیشرفت جامعه دلایلی بوده اند که عمدتا باعث رشد قاچاق و باعث عدم رشد و توسعه کلی و زیر بنائی این نقطه از کشور شده اند.

9- یکی دیگر از دلایل عدم رشد و توسعه بلوچستان سستی و تنبلی تحصیل کرده های بلوچ است که واقعا حق بزرگی را بر گردن دارند . و باید قلم در دست گیرند و حقایق را بدون پرده پوشی به رشته تحریر در آوردند . آخر چه کسی بهتر از بلوچ،  بلوچها را بهتر می شناسد ؟ پس چرا خودمان بلوچ ها را معرفی نکنیم و آنها را آنطور که واقعا بوده و هستند ، به ایرانیان و جهانیان نشناسانیم ؟ تارشته اخوت و همبستگی بین اقوام ایرانی با بلوچها مستحکمتر گردد. جای بسی تأسف است که ما تنها خواننده مطالب نویسندگانی باشیم که اصلا شناخت دقیقی از قوم بلوچ نداشته و فقط در نقل و قول امده و  چیزهایی را در مورد بلوچها نوشته اند که به اوهام شبیه هستند و خیلی ها برای امرار معاش دست به نویسندگی زده اند و وقتی که نوشته های آنها را میخوانیم ، از آنها انتقاد می کنیم که بر خلاف حقیقت نوشته اند ، پس چرا همنی حقیقت را من و تو ننویسیم ؟ بنابراین به جاست که از این به بعد از غفلت چندین ساله بیدار شده و روحیه تحقیق و تتبع را در خودمان بیدار کنیم و غبار تاریخ را از سر و روی بلوچ بزداییم.

علاوه بر مسائل دیگر تنگناهای اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگی که دامن گیر این منطقه شده است باز هم جا دارد که تأکید شود عموما ارتباط مستقیمی با سطح فرهنگ و دانش منطقه داشته است که از نتایج آن پائین بودن کیفیت نیروی انسانی است و درصد بالای بی سوادی و وجود اختلافات بین قبیله ای با گذشته هر لحظه این تنگناها را بیشتر می سازد.

 

به نقل از« سایت پیام بلوچ»"

 

 

|+| نوشته شده توسط میر ارباب در پنجشنبه یکم تیر 1385 ساعت 16:17 |

ويژگيهاى جغرافيايى شهرستان سراوان

 

  مساحت:  شهرستان سراوان در شرق بلوچستان حدود 23880 كيلومترمربع مساحت دارد و حدود 1/44درصد از مساحت كل كشور را شامل مى‏شود.

 

 جمعيت:  جمعيت آن بر اساس آخرين سرشمارى 172149 نفر و تراكم نسبى آن

7/2نفر در هر كيلومتر است.

 

 حدود:  اين شهرستان از شمال شرقى و مشرق به پاكستان، از شمال به خاش، از غرب به شهرستانهاى ايرانشهر و خاش، از جنوب به شهرستان سرباز محدود مى‏شود.

 

 مركز شهرستان:  شهر سراوان مركز شهرستان است كه ارتفاع آن از سطح دريا 1195 متر مى‏باشد. و در 27  درجه و 20 درجه عرض شمالى و 62  درجه - 20 درجه طول شرقى قرار دارد و فاصله زمينى آن تا مركز استان 337 كيلومتر و تا تهران 1892 كيلومتر است و فاصله هوايى آن تا تهران 1394 كيلومتر است.

 

 مهمترين كوهها:  بَمْ پُشْتْ - بيركْ      

 

 مهمترين رود: ماشِكيلْ (ماشْكِيدْ)

 

 آب و هوا:  آب و هواى شهرستان سراوان در تابستان گرم و در زمستان سرد مى‏باشد، بادهاى موسمى هند در تابستان و بادهاى غربى مديترانه‏ اى در زمستان موجب ريزش باران بصورت پراكنده در اين شهرستان مى‏شوند. درجه حرارت متوسط شهر سراوان در سال 1375 و ميزان بارندگى ساليانه آن به ترتيب 21/3درجه و 95/5ميلى‏متر بوده است.

 

 تقسيمات كشورى:  شهرستان سراوان داراى 3 شهر (سراوان - سوران – جالق)، 5 بخش (مركزى - بم‏ پشت  جالق - سيب و سوران – زابلى )و 16 دهستان است.

 

|+| نوشته شده توسط میر ارباب در پنجشنبه یکم تیر 1385 ساعت 16:7 |

بازم دلم بی قرارته
 

 از فضای بسیار بالای ببین که همجا تاریک واینجا...

 

 

 

|+| نوشته شده توسط میر ارباب در شنبه بیست و هفتم خرداد 1385 ساعت 17:19 |

اگر نبودی بشریت به کجا می رفت.

|+| نوشته شده توسط میر ارباب در شنبه بیست و هفتم خرداد 1385 ساعت 17:6 |

شاه مدینه سلام
|+| نوشته شده توسط میر ارباب در شنبه بیست و هفتم خرداد 1385 ساعت 17:0 |

وجه تسمیه مکران و جغرافیای آن

مـــکــران و جـغــرافــیـای آن

وجه تمسیه مکران

یکی می گوید: در زبان بلوچی ،، مک ،، به خرما می گویند. مثل اینکه {به نظر او } مکران مترادف با نخلستان است. دیگری قائلست که این نامگذاری از جانب ایرانیان صورت گرفته و در اصل ،، ماهی خواران ،، بوده که در مرور زمان به ،، مکران ،، تبدیل شده است. حال آنکه در واقع ،، مکران ،، نام یک شخصیت بزرگ می باشد که کوچک ترین ارتباطی با ،، ماهی خوارن ،، یا ،، مک ران ،، ندارد. صاحب ،، معجم البلدان ،، می نویسد : مورخین نوشته اند که مکران را بدینوجه مکران میگویند که در آن ( مَکران بن فارک بن سام بن نوع علیه السلام ) ، برادر ،، کرمان ،، رحل اقامت افکند و آنجا را وطن خویش قرار داد . این واقعه زمانی رخ داد که زبانهای مختلف در بابل از یکدیگر جدا و مستقل شدند. همانطوری که به صراحت مشخص است بر طبق این مدرک تاریخی، یکی از نوه های ،، سام بن نوع ،، (علیه السلام) به نام ،، مَکران ،، در این سرزمین مقیم شد و آنجا وطن خویش ساخت و بعدها این خطه به نام خود وی مشهور به ،، مَکُّران ،، شد. همانطور که برادر گرامی وی ، ،، کرمان ،، سرزمین کنونی کرمان را برای اقامت برگزید و وطن او بنام خودش مشهور شد. این هم واضع شد که مکران به همراه خود زبانی مستقل آورده بود که در مکران رواج یافت. ظاهر است که آن زیانی دیگر جز ،، بلوچی ،، نمی تواند باشد. زیرا زبان ساکنین مکران بلوچی است، و اگر او زبانی دیگر با خود می آورد ، همان زبان در مکران رایج می شد. اما می بینیم که در این سرزمین فقط زبان بلوچی رواج دارد و ساکنین آن بلوچ هستند. از این آدرس تاریخی ضمناً میتوان بخوبی به قدمت ،، مکران ،، و زبان بلوچی هم پی برد. در کتاب ،، جغرافیای خلافت مشرقی ،، صفحه 494 تحت عنوان ،، استان مکران ،، نوشته شده است که: از عمده ترین محصولات کساورزی مکران شکر بود و یک نوع شکر سفید که عربها به آن ،، فانیذ ،، می گفتند، در همین جا تهیه و به مقیاص زیاد به ممالک همجوار صادر می شد. مهمترین مرکز تجاری مکران ،، تیس ،، در ساحل خلیج فارس و پایتخت آن ،، فنزبور ،، یا ،،پنجگور،، بود. بنا به گفته ،،مقدسی،، در قرن چهارم هجری در ،،بنجبور،، یک قلعه قدیمی وجود داشت که دور تا دور آن خندق حفر کرده بودند. در چهارطرف شهر نخلستان بود و شهر دارای دو دروازه بود، یکی دروازه ،،تیس،، که به جانب جنوب غربی باز میشد و از آن جاده ای به سوی بندر خلیج فارس، یعنی تیس کشیده شدخ بود. دیگری دروازه ،،طوران،، که به سمت شمال شرقی کشوده می شد و از آن جاده ای به بلاد ،،طوران،، منتهی می شد. مرکز ،،طوران،، ،،قزدار،، (خضدار) بود و آب شهر بوسیله کانالی تامین میشد. در آنجا یک مسجد جامع هم وجود داشت که در بازار بنا شده بود. وجه تمسیه ،،پنجگور،، اینست که وقتی مسلمانان برای بار اول این شهر را فتح کردند، پنج مجاهد مسلمان شهید و همانجا به خاک سپرده شدند.

در ،،معجم البلدان،، به نقل از ،،اصطخری،، نوشته شده است: فردی که در سالهای حدود 340هجری بر تخت حکومت ،،مکران،، تکیه زده بود ، به نام ،،عیسی بن معدان،، مشهور است. به زبان آنها معدان به مهران می گویند.(عیسی بن مهران) و مرکز حکومت وی شهری بزرگ به وسعت تقریباً نصف شهر ،،ملتان،، می باشد و در آن درخت خرما زیاد است واین شهر یکی از مراکز و بنادر تجاری ،،مکران،، است. پس از آن بزرگترین شهر مکران ،،فنزبور،، (پنجگور ) است. این منطقه وسیع مکران از ،،تیز،، (بندر تیس) تا ،،خضدار،، تقریبا دوازده منزل دارد.

،، عمرو بن معدیکرب،،در اشعلر خویش، در ضمن بیان دلاوریها و جهان گشایی های مجاهدین اسلام ، از مکران چنین یاد می کند:

،،مسلمانان قومی هستند که وقتی ،،ساسانیان،، بغاوت کردند، سر آن گردنکشان را با شمشیر از تن جدا کردند. و تا جایی پیش رفتند که شهرهای عراق و فارس و دشتها و کوهستانهای مکران را در قبضه اختیار خویش در آوردند.

در صفخه 496 از کتاب ،،جغرافیای خلافت مشرقی،، مرقوم است که: آثار قدیمی و شکسته بندر عالی شان تیس، بر بلندی های زمین پشت آن که زمانی در قرون وسطی لنگرگاهی مناسب برای کشتی های کوچک بود ، به چشم می خورد. ،،مقدسی،، نوشته که: گرداگرد شهر تیس نخلستان و در وسط آن انبارهای بزرگی وجود داشت. درآنجا یک مسجد زیبا هم بود. در این آبادی مردمان تمام اقوام وجود داشتند. همانطور که عموما در هر بندر بزرگ چنین است. با از بین رفتن بندر ،،هرمز،، در قرن ششم هجری ، کارهای تجاری آن در مقیاس وسیعی به این بندر منتقل شد. بطور کلی انانکه جغرافیای این خطه را نوشته اند، فقط به ذکر اسامی شهرها اکتفا کرده و چیزی از اوضاع و ویژگیهای آن بلاد ننوشته اند. اسم شهر مشهور بمپور و شهر همجوار آن فهرج را مقدسی در کتاب خود آورده است.(فهرج در بلوچی به نام پهره مشهور بود . اما در زمان رضا شاه پهلوی بر این شهر ، ایرانشهر نام نهادند.) قصرقند در جانب شمالی تیس هنوز هم جای مشهوریست . در جانب شرقی قصرقند به فاصله نه چندان زیاد ،،کیچ،، واقع شده است که آن را ،،کیچ،، یا ،،کیز،، نوشته اند.(امروزه بندر تیس و قصرقند جزوه بلوچستان ایران هستند و کیچ در ارض پاکستان قرار دارد و مرکز آن تربت است.)

اسم جالک {جالق} و ،،ذرک،، نیز آمده است به همین ترتیب ،،خواش،، یا خواص ، {خاش} . ،،روسک،، در قرن میانه بدین سبب مشهور بود که سرزمینهای ،،خروج،، که این شهر در آن واقع بود ، خرم و حاصلخیز بود . ارمیل و قنبلی دو شهر دیگر بودند که در نزدیکی دریا ، ما بین تیس و دیبل قرار داشتند . (اکنون این دو شهر در حدود ،،لسبیله،، واقع هستند.) دیبل برکرانه رودخانه سند قرار داشت. ،،اصطخری،، این دو شهر را از شهرهای بزرگ نوشته که مسافت میان آنها ، دو روز راه بود. یکی از این شهرها فقط نیم فرسخ از دریا فاصله داشت . ساکنین این شهرها تاجرانی ثروتمند بودند، که اغلب برای تجارت به هندوستان رفت و آمد داشتند.

از کناره های شرقی خلیج فارس به این طرف تا دریای هند ، ،،دیبل،، از مهمترین بنادر بشمار می رفت که واقع در بزرگترین دهانه امروزی رودخانه سند به عنوان یک بندر مهم در استان سند فعالیت داشت. مرکز این استان شهر منصوره بود که هندی ها به آن برهمن آباد می گفتند. ،،منصوره،، شهری بزرگ واقع در کنار یکی از شاخه های زیرین سند بود. عربها رودخانه سند را ،،نهر مهران،، می نامیدند.نام بسیاری از شهرهای واقع در امتداد این رودخانه بالاخص ،،مُلتان،، ذکر شده است.

جغرافی دانان در حدود مرزهای شمال شرق مکران جایی که نزدیک به مرز هندوستان است، اوضاع دو منطقه را نوشته اند. یکی ،،طوران،، که مرکز حکومت آن ، قصدار (خضدار) بود و دیگر ،،بد،، که مرکز حکومت آن ، قندابیل (گنداوه، بود. ذکر قصدار که آن را به لفظ ،،قزاده،، نیز می نویسند، در ضمن بیان فتوحات ابتدائی سلطان «محمودغزنوی» آمده است. ،،ابن حوقل،، نوشته که این شهر مشرف به یک دره یا وادی بود و در وسط شهر قلعه ای وجود داشت . زمینهای اطرف آن بسیار حاصلخیز بود و در آن انگور ، انار و سایر میوه هایی که در مناطق سردسیر حاصل می آید به دست می آمد. ،،مقدسی،، میگوید که این شهر در دو طرف یک رودخانه خشک قرار داشت . در یک طرف محل اقامت سلطان و قلعه بنا شده بود و در طرف دیگر آن که ،،بودین،، نامیده می شد، تجار زندگی می کردند. خراسانی ها در دکانهای این تاجران که در بازار بود ، معامله می کردند. ،،مقدسی،، این را هم نوشته است که ساختمانهای این شهر ، بی سلیقه و بدون محکم کاری بنا شده بود. برای تامین آب شهر ، نهرهایی کنده بودند، اما آب آن کم و غیر قابل استفاده بود. در آنزمان زمینهای شمالی ،،طوران،، که اسم مناطق ،،قصدار،، بود و به آن منطقه ،،بد،، میگفتند، اکثرا جزو ،،طوران،، بشمار می رفتند. بزرگترین شهر این حدود ، قندابیل بود که آنرا با گنداوه ی کنونی تطبیق داده اند. این شهر، در جنوب ،،سبی،، و مشرق ،،قلات،، واقع است.

خصوصیات اخلاقی ممتاز ،،بلوچ،،ها

بلوچ ها علاوه بر شجاعت، دارای خصائل ممتاز اخلاقی دیگری نیز هستند که به برکت ،،اسلام،، در وجود آنها تبلور یافته است. این خصایل عبارتند از:

1- وفای به عهد، و در این کار بسیار پایبندند.

2- صداقت و یکرنگی

3- وفاداری

4- غریب نوازی و یتیم پروری

5- حفاظت از پناهنده و در خطرانداختن جان خویش برای پاسداری از وی

6- به آب و آتش زدن خویش برای حفظ ناموس و غیرت

... و بسیاری دیگر از این نوع ویژگیهای ستوده ی اخلاقی و انسانی.


|+| نوشته شده توسط میر ارباب در پنجشنبه چهارم خرداد 1385 ساعت 18:51 |

مادر دوستت دارم فقط برای تو می فرستمش
                 
|+| نوشته شده توسط میر ارباب در پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1385 ساعت 19:15 |

چشمهاي من درياست تويي فانوس شب هايش
    به من گفتی دوستم داری به تعداد قطره های بارانی که روی صورتت می ریزد

 و من نیز گفتم دوستت دارم بدون توجه به چتری که روی سرت گرفته

ای!!                                               

                                                           

               

 

 

 

                      

|+| نوشته شده توسط میر ارباب در پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1385 ساعت 19:13 |

انواع بله
عروس عادي=بله

عروس كمي لوس=بع...له

عروس با كلاس=اوكي

عروس خارج رفته=يس

عروس سنتي=آره

عروس خجالتي=اوهم

عروس وحشت زده=ها

عروس متكبر=فقط كله اش را تكان ميدهد

عروس بي حوصله=خوب

عروس دست پاچه=باشه باشه[/b]
_________________
...
|+| نوشته شده توسط میر ارباب در پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1385 ساعت 17:59 |

سراوان
سراوان از شهرهای استان سیستان وبلوچستان است که قدمت آن به پیش از تاریخ می‌‌رسد.

از بزرگترین سنگ نوشته‌های جهان در این شهرستان قرار دارد. قدیمی‌ترین مسجد مکران در این شهر ساخته شده است. اولین مرکز فرماندهی اسلامی در این شهر بوده است.

من بلوچم وزبلوچ مهربان گویم سخن

 

              ازمرام وسیرت این قهرمان گویم سخن 

 

ازمکان ومسکن وماوای حاصلخیزاو  

 

                 ازکویــروساحل بحــرعمان گـویم سخن

 

ازفــــرازکوه تفـــتان اژدهای آتــشین   

 

          سردوآرام با دلی آتشفشان گویم سخـن

 

من زبزمان وشکاروصیدوآب معدنش    

 

             ازجبال زنده سربرکهکشان گویم سخن

 

ازدیارپیپ وفنوج آزباغ وکه سفیــــد

 

                   منبع نفت وطلا وبرلیان گویم سخــــــن

 

من زبنت میرقنبر،نیکشهروقصروقند 

 

                من ازآن پاینده مردجاودان گویم سخــن

 

زان همه آب روان ملک بمپوربحرگون  

 

            بس لطیف ونرم مثل پرنیانم گویم سخن

 

ارض حاصلخیزوآن رودخانه پربرکتش   

  

         غله راانبارهمچون سیستان گویم سخـن

 

بخش سربازم بهشت خطه زرخیزمن 

 

           باغهای سبزآن چون بوستان گویم سخن

 

ازدیارپیـــشین وخاک زرباهــــوکلات 

 

              من زخاکی که نباشدمثل آن گویم سخن

 

چابهار و بندرآزاد و بحرپرخــــروش 

 

                    ازکنارک این دریا مرزبان گویم سخــــن

 

ازسفالکاران سربازوسراوان سرفراز   

 

              مردمان بی ریا وکاردان گویم سخـــــــن

 

ازدلاورمردم سرحدوخاش وزاهدان  

 

              ازبرای خاک میهن جانفشان گویم سخـن

 

ازجنوب شرق ایران ازهوای گرم گرم 

 

           چون دل این مردم خونگرممان گویم سخن

 

مسکنم تاریخ گوید ساحل بحرخزر 

    

          چون همان دریادلان قهرمان گویم سخــن

 

سامــی ام گــویندامــاآریــایی زاده ام 

  

         بازبــان آریــایی همچنان گویم سخـــــــن

 

سرزمینم راعرب خواندمکاباضم میم   

 

            وزمکوران خاک پاک مکران گویم سخـن

 

هموطن باضم ب گوید:بلوچ نام مرا  

 

            من به فتح ب ولام اعیان گویم سخــــــــن

 

تازیان را،چ،نباشدنام من گویدبلوش 

 

          این چنین اسمی زتورات زمان گویم سخن

 

پاکزادفردوسی درشاهنامه ازکوچ وبلوچ  

 

         ذکرخیری کرده من ازاین وآن گویم سخن

 

شاعرطوسم سگالنده همین خواندمــــرا 

 

        باعدوی خاک میهن ازتوان گویم سخــــن

 

سرزراه خاک میهن کی کنم هرگزدریغ  

 

             عرصه پیکارراچون قهرمان گویم سخــن

 

کیش من اسلام می باشد زبانم آریــــا 

 

          رایت اسلام راچون پاسبان گویم سخـــن

 

هنگ جمازم بودنقش ستون بــــیستون 

 

          من زدورداریوش وآنزمان گویم سخــــــن

 

دفن شددرزیرخاکم لشکراسکــــندری  

 

            ازنبرد وکارزای بی امان گویم سخـــــــــن

 

زیرپایم فرش کردم لشکرحجـــاج را  

           

       آنچنانکه برگ ریزد درخزان گویم سخــن

 

لشکرصفاریان رادرسراوان شهرجالق 

 

           کرده ام تدفین من ازآن مکان گویم سخــن

 

ازجدال تن به تن با پیراستعمارمــــن  

 

           ازبلوچ ،چاه تمین ،زاهدان گویم سخــــــــن

 

دیلمی ها لشکری ازقوم من درفوج خود

 

       داشتند زان لشکر پیل دمان گویم سخــــــن

 

ازجلال الدین خوارزمی درجنگ مغول

  

           من حمایت کرده ام تاپای جان گویم سخـن

 

ازشکست گنجعلی والی شاه عباس ،من 

 

           باتوازشمس بلوچ پهلوان گویم سخـــــــــــن

 

نارواها دیدم ازقوم مغول بی حدمـــن

  

          ازجفای جور شان من بافغان گویم سخــــن

 

دفع شراشرف افغان رادرکوه سفـــــید  

 

        من نمودم مثل آن شیرژیان گویم سخــــــن

 

ازجفاخوردم آگرآن سیب زهرآلوده را   

        

       ازامیرغزنوی دراصفهان گویم سخــــــــن

 

کشتن نادرسپس تاعهدشاهان قجـــــــر  

 

      دادخودبگرفته ام ازدشمنان گویم سخــــــن

 

قلعه بمپورکوسایدسرش برکهکشان   

 

          هرستونش رابود صدداستان گویم سخــــن

 

تازیانه خورده ام ازدشمنان بسیارمن  

 

           ازنشان ظلمشان برپشت جان گویم سخن

 

بازکردازگردنم یوغ اسارت ،انقلاب     

        

     باسپاسی زان خدای لامکان گویم سخــــن

 

سخت بیزارم من ازکارخلاف هرزگی  

  

             مردکارم ازبرای آب ونان گویم سخـــــــن

 

سرزمینم مستعد  و   مردمانم با هنر  

   

        باهنرمندان دنیا همزبان گویم سخــــــــــــن

 

گربود  ابزارکارم درامور  صنعتی   

  

                  درجوارملک چین واصفهان گویم سخـــــن

 

دختران باهنر،گلدوزوسوزن کارمن  

   

               منحصرتنهابه فردازکارشان گویم سخــ‌‌‌‌‌ـن

 

رودهای دامن وبمپوروسربازونهنگ  

      

      جاری اندافسوس من تشنه لبان گویم سخن

 

قلعه پهره که ازقاجارباشد یادگــــــار 

  

            ازبن این برج عهدباستان گویم سخــــــــــن

 

قادر اندربارگاه  کشور آزادگـــــــان  

 

              باسری تسلیم براین آستان گویم سخــــــن

 

شاعر  : اسی جان  پاطلا

 

|+| نوشته شده توسط میر ارباب در پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1385 ساعت 17:50 |

قوانين شرعى طالبان بار ديگر در هرات اجرا مى شود. زنان حق تنها سوار شدن بر تاكسى را ندارند.

 Lailuma Ahmadi (left) and Jamila Mujadid (right)

   

دفتر اروپائي شهروند: سايت اينترنتي هفته نامه اشپيگل آلمان گزارش داد كه در ايالت هرات افغانستان، بار ديگر قوانين شرعي ي دوران طالبان به مرحله اجرا گذاشته شده است و پليس مذهبي، كه وظيفه نظارت بر اجراي اين مقررات را بر عهده دارد، كار خود را از سر گرفته است.
بنا به اين گزارش، ايالت غربي هرات، در هفته هاي اخير، بار ديگر همان چهره اي را به خود گرفته است كه در دوران طالبان داشت: پليس مذهبي، به دستور "اسماعيل خان" استاندار هرات، به گشت زني در خيابان ها مي پردازد و به ويژه رفتار زنان را تحت نظر مي گيرد.
اين نشريه مي نويسد: "نگهبانان بنيادگراي سنت، تا پيش از جنگ افغانستان در اين كشور وحشت مي آفريدند. آن ها، رفتارهاي به اصطلاح غير اسلامي را در خيابان ها كنترل و تعقيب مي كردند، طول ريش مردان را اندازه مي گرفتند و كساني را كه داراي ريش كوتاه بودند، مجازات ميكردند.
اما پليس مذهبي اسماعيل خان (مجاهد پيشين)، اكنون بيش از همه زنان هرات را تحت فشار قرار مي دهد. در اين ايالت، بار ديگر، زنان اجازه ندارند بدون همراهي يكي از بستگان نزديك مرد خود از تاكسي استفاده كنند و بعضي زنان، در بيمارستان ها به زور تحت معاينه قرار مي گيرند تا روشن شود كه رابطه جنسي داشته اند يا نه.
استفاده از بوركا، كه شبيه يك كيسه است و تمام اندام زن را مي پوشاند، همانطور كه در دوران حاكميت طالبان در سراسر افغانستان اجباري بود، اكنون نيز در هرات اجباري شده است.

سايت اينترنتي اشپيگل مي افزايد: "سازمان نگهبان حقوق بشر جو هراس آلوده اي را كه اسماعيل خان بر هرات حاكم ساخته است مورد انتقاد قرار داده و اعلام كرده است كه در واقع حتي بچه هاي مدرسه، موظف شده اند به خبرچيني درباره زنان بپردازند".
مدافعان حقوق بشر اعلام كرده اند كه وضعيت هرات نمونه اي بيمار از وضعيت بسياري از شهرهاي افغانستان است كه زنان آن همچنان تحت فشار هستند و مورد تعقيب قرار مي گيرند.

|+| نوشته شده توسط میر ارباب در یکشنبه سوم اردیبهشت 1385 ساعت 16:2 |

اسارت تا کی


ای عمر جان و ای صلاح الدین جان  ای ابر مردان تاریخ کجایید ، که دوباره قسم بخورید هر گز نمی خندم تا بیت المقدس را از دست این خون خواران آزاد کنم .  

 

 

 


 


آخر آوارگی تا بکی ...........

آخر تا بکی با صدای سهمگین بمب هایی که اسمشان

را هم نمی دانیم برادرانمان از خواب بیدارشوند .

تا بکی جلوی تانک ها بایستیم ....

به امید آزادی دباره.»»»»

|+| نوشته شده توسط میر ارباب در پنجشنبه سی و یکم فروردین 1385 ساعت 19:52 |

وحدت
هفته وحشت (وحدت) برتمام ... عزیز مبارک................... 

 این همه دم از وحدت می زنند اما ......

الان نماز هایشان را از تلویزیون نشان می دهند&مجالسشان را هم هکذا

وحدت کجا شد شما خود قضاوت کنید .

|+| نوشته شده توسط میر ارباب در پنجشنبه سی و یکم فروردین 1385 ساعت 17:34 |

افشاي هويت عامل اصلي انفجار سامرا

 

يك مقام امنيتي عراق در گفت‌وگو با «صبای مکران» با تأييد اين خبر اظهار داشت: از منزل مظنون اصلي انفجار سامرا، مداركي به دست آمده كه نشان مي‌دهد، وي تا چندي پيش، تحت بازداشت نظاميان آمريكايي بوده است. وي همچنين از همكاري فرزند كليددار حرم سامرا با عوامل انفجار خبر داد.که از شیعیان متعصب است.

 

خبرنگار «صبای مکران» از بغداد گزارش داد: يكي از افسران مخابرات (سرويس اطلاعات) صدام، عامل اصلي انفجار سامراست.

بنا بر اين گزارش، نيروهاي امنيتي شيعه كه با شناسايي فرد مذكور تا آستانه دستگيري وي پيش رفته بودند، با خيانت پليس سامرا و مطلع شدن اين تروريست، موفق به بازداشت وي نشدند.

يك مقام امنيتي عراق در گفت‌وگو با «صبای مکران» با تأييد اين خبر اظهار داشت: از منزل مظنون اصلي انفجار سامرا، مداركي به دست آمده كه نشان مي‌دهد، وي تا چندي پيش، تحت بازداشت نظاميان آمريكايي بوده است.

اين مقام امنيتي عراقي، از ارائه هرگونه توضيح راجع به چگونگي آزادي و يا فرار اين افسر اطلاعاتي و نقش احتمالي نيروهاي نظامي آمريكا در انفجار سامرا خودداري كرد.

وي همچنين از همكاري فرزند كليددار حرم سامرا با عوامل انفجار خبر داد.

                                           اناقلاها خدتون کردید و دیگران را متهم  کردید و دیگران را به کشتن دادید ...

                                   

|+| نوشته شده توسط میر ارباب در پنجشنبه سی و یکم فروردین 1385 ساعت 17:0 |

پيشگويي‌هاي ماليخوليايي درباره نابودي ايران

                                                              نوانجيلي‌ها نسخه غربي القاعده



ما پيشتر در باره افکار پدر معنوي سلفي‌هاي تکفيري و افکار متحجرانه، نابردبارانه و ضد‌ خرد و دانش، و دشمني با عقل «ابن تيميه» صحبت کرديم، اما در دنياي مسيحيت نيز اين گروه، همتا و هم‌پايه‌هاي خود را دارند که آنان را نو‌انجيلي و متحدان لائيک آنان را نو‌محافظه‌کاران يا «نيو‌کان» مي‌نامند.
هنگامي که بوش در آستانه انتخابات سال 2000 گفت که به او الهام شده است، براي يک رسالت مقدس خود را کانديد كند، هيچ کس حرف او را جدي نگرفت، تازه پس از سقوط بغداد در جنگ سوم خليج فارس، وقتي بوش اين جنگ را جنگ «صليبي نوين» ناميد، دنيا متوجه اين افکار خطرناک و متوجه کتاب ضداسلامي و ضدمسلمانان جد بوش، به نام کشيش «سامئول بوش» شدند که بيشتر از يک‌صد سال قبل، اسلام را بزرگ‌ترين چالش آينده اروپا و آمريکا دانسته بود.
پس از حادثه 11 مارس 2004 مادريد نيز نخست وزير راستگراي آن کشور، اعلام کرد: مشکل اسپانيا با تروريزم (اسلام)، از زماني آغاز شد که آنان از تنگه عبور کردند (منظور او عبور سپاه مسلمانان در سال 710 به رهبرى طارق بن زياد بود که به فتح تمام اندلس منجر شد).

«خوزه اثنار» اضافه کرد: تروريست‌هاي مسلمان از دولت من انتقام نگرفتند. آنان از «ايزابل» انتقام گرفتند. بوعبديل، آخرين پادشاه مسلمان گرانادا (غرناطه) مطابق با داستان‌هاي اسپانيايي، ناچار شد در 2 ژانويه 1492 كليد شهر و آخرين سنگر مسلمانان را به فاتحان مسيحي و ايزابل تحويل دهد. او به هنگام مراجعت بر يكي از بلندي‌هاي شهر ايستاد و آخرين نگاه را بر قلمرويي كه از دست داده بود، انداخت.

امروزه توريست‌هايي که از سراسر جهان به کاخ «الحمرا« و «مدينه الزهرا» و «مسگت کوردبا» مي آيند، از آن مكان به El Ultimo Sospiro del Moro يعني «آخرين آه مسلمانان مور» عکس و فيلم يادگاري مي‌گيرند. نومحافظه‌کاران «راستگرا» و متحدان «نيو انجيلي» که از جهت تعصب و تعطيلي عقل و خرد و بردباري مشابهه سلفي‌هاي تکفيري هستند، اعلام کردند که مسلمانان، اين بار با جمعيت خود، اروپا و حتي آمريکا را فتح مي‌کنند. بنا بر اين مبارزه با تشکلات اسلامي مهاجرين مسلمان، اکنون در سراسر اروپا و امريکا به يک استراتژي مقدس تبديل شده است.

«ائتلاف نومحافظه‌کاران (نيوکان) و نوانجيلي‌ها» در انتخابات سال 2000 به رغم پيروزي آشکار الگور، توانستند، دمکرات‌ها را که افرادي بردبارتر و معقول‌تر هستند، با ترفند و استفاده از زور و زر و با رأي نهايي مجمع انتخاباتي و ديوان عالي، جرج بوش را رئيس‌جمهور اعلام نمايند. نوانجيلي‌ها طرفدار شديد حفاظت از دولت اسرائيل و حمايت از قوم يهود هستند. آنان براي اين ايده خود، سيزده دليل دارند که آنها را مستند به کتاب مقدس نموده‌اند. آنان اعتقاد دارند که قوم يهود، قوم تکريم شده‌اي از جانب خداوند هستند و هر مسيحي که از آنان حمايت نکند، مسيحي نيست. آنان بر خلاف کاتوليک‌ها، حمايت از قوم يهود را وظيفه شرعي و مقدس مي‌دانند. بنا بر اين، دشمن يهود؛ يعني اعراب و مسلمانان، خودبه‌خود، دشمن نوانجيلي‌ها نيز به شمار مي‌روند.
نومحافظه‌کاران نيز که شديدا متعصب و پرخاشگر و انحصار‌طلب و همان دشمنان سابق کمونيزم و ليبراليزم هستند، امروزه، دشمن جديدي به نام اسلام را در دستور کار خود دارند. آنان اعتقاد دارند که كمونيزم، هفتاد سال آنان را به خود مشغول داشته و از دشمن ديگري به نام اسلام غفلت کرده‌اند.
آنان پس از حادثه 11 سپتامبر، ايده‌هاي خود عليه اسلام را علني کردند و در آغاز، مغرور به قدرت نظامي خود گفتند: اسلام، ميانه‌رو، تندرو و معتدل ندارد و همه آنان، دشمن و شرور هستند؛ بنابر اين، از نظر آنان تفکر اسلام‌گرايان معتدلي مانند محمد خاتمي نيز در رديف محور شرارت قرار گرفت، اما امروزه بعد از گرفتاري‌هاي عراق، بار ديگر افرادي مانند «فوکوياما» از اين ايده خطرناک با شرمساري عقب‌نشيني کرده‌ و معتقدند، بايد با اسلام ميانه‌رو‌ها، گفت‌وگو و همکاري کرد.

«نيو‌کانها و نو‌انجيلي‌ها» در درگاه بوش، رسماً يک کلني خانوادگي، تشکيل داده و ميراث محفل روشنفکري تروتسکيستي- يهودي پدران خود در دوران جنگ سرد را به سده بيست‌و‌يکم منتقل کرده‌اند. «ويليام کريستول»، پسر «ايروينگ کريستول»، پدر نومحافظه‌کاري است. «دانيل پايپز»، پسر «ريچارد پايپز»، استاد هاروارد و نظريه‌پرداز برجسته مسائل کمونيسم در دوران جنگ سرد است.
ايروينگ کريستول و ديگران، هم‌اکنون به عنوان پدر معنوي نومحافظه‌کاران شناخته مي‌شوند.

در سال‌هاي 1960-1995 پادهارتز، سردبير مجله «کامنتاري» بود که توسط کميته يهوديان آمريکا American Jewish Committee منتشر مي‌شود. پادهارتز پير هنوز فعال است و آخرين مقاله او در کامنتاري (سپتامبر 2002) «در ستايش دکترين بوش» نام دارد. امروزه، جان پادهارتز، پسر نورمن پادهارتز، حامل ميراث پدر است و به عنوان يکي از نومحافظه‌کاران برجسته شناخته مي‌شود.
نيو‌کان‌ها از سوي ديگر ميراث «دارکوکلاس کلان‌ها» هستند که برخوردي تکفيري با روشنفکران معتدل داشتند و هرکس که با آنان نبود، محکوم به مرگ بود. در محفل فکري کوکلاس کلان‌ها، هنرمنداني چون «چارلي چاپلين» نيز که منتقد سرمايه‌داري بود، محکوم به مرگ شد.

نيوکان، ديگر محبوب در درگاه بوش، رايس است که باهوش‌ترين و فعال‌ترين عضو کابينه بوش است و مي‌تواند، رقيب سرسخت سناتور هيلاري کلينتون در انتخابات رياست جمهوري آينده باشد.
رايس در14 نوامبر سال 1954 در ناحيه «آلاباما» از پدر و مادري سياه پوست متولد شد. پدر و مادرش، هر دو مسيحيان متعصبي بودند. پدر رايس، «جان رايس»، کشيش کليساي «رزبيتاري وست مينستر» در بيرمنگهام و هر دو استاد دانشگاه بودند.

دوشيزه رايس، ليسانس خود را در در سن 19 سالگي در رشته علوم سياسي و در سال 1974 از دانشگاه «دنور»، فوق ليسانس خود را در سال 1975 از دانشگاه «نوتردام» و دکتراي خود را در سال1981 ؛ يعني در 26 سالگي از دانشکده مطالعات بين‌الملل دانشگاه دنور گرفت.
وي سمت‌هاي دانشگاهي و همچنين علاوه بر پستهاي سياسي و دانشگاهي مانند ساير جمهوريخواهان، داراي پست‌هاي بازرگاني و نفتي متفاوتي نيز بوده و رياست چندين شرکت تجاري و نفتي را بر عهده داشته است.
وي تحت تاثير «پدر مادلين آلبرايت»، وزير خارجه سابق آمريکا به مطالعه در خصوص کمونيسم و شوروي توجه خاصي نشان داد و زبان روسي را به خوبي فرا گرفت.

رايس را قدرتمند‌ترين زن دنيا و اسلحه پنهاني بوش مي‌خوانند. وي، روزانه چهارده ساعت کار مي‌کند و مانند ديگر نيوکان‌ها و نوانجيلي‌ها، معتقد به برخورد قاطع با دشمنان آمريکاست.

رايس درسن پنجاه سالگي ـ هرچند مجرد است ـ در زندگي سياسي، سختگير، اما محتاط است. وي حتي قبل از سمت وزارت خارجه از پشت، سياست خارجي آمريکا را به پيش مي‌برد. وي نخستين زن و دومين سياهپوست بعد از کالين پاول است که به عنوان مشاور امنيت ملي رئيس جمهور آمريکا و وزير خارجه خدمت کرده است و به لحاظ سياسي، شديدا تحت تاثير نومحافظه‌کاران است.
رايس يک مسيحي شديدا متعصب و متعهد است که با شجاعت در مورد دلبستگي‌اش با خدا صحبت مي‌کند. وي مي‌گويد: من وقتي در مورد چيزي نگران مي‌شوم، تدابيري مي‌انديشم و اقدامي مي‌کنم، اما در نهايت به خدا توکل مي‌کنم و روح‌القدس، هرگز من را مايوس نکرده است.

«پت رابرتسون»، بالاترين مقام کليساي نو‌انجيلي در آمريکا و از دوستان نزديک خانوادگي بوش و کاخ سفيد، يکي ديگر از نو‌انجيلي‌هاست که چندي پيش، از تريبون کليسا و برنامه مذهبي تلويزيوني «کلوب 700 » خود که يک برنامه مذهبي پربيننده در آمريکاست، خواهان ترور «هوگو چاوز»، رئيس‌جمهور منتخب مردم ونزوئلا شده بود.
وي بارها در برنامه تلويزيوني، مسلمانان را هدف حملات تند خود قرار داده و مردم آمريکا را عليه مسلمانان برانگيخته است.
او اعلام کرد که مسلمانان، قصد تسلط بر همه دنيا را دارند و برخي از آنان شياطين هستند. او در اين برنامه تلويزيوني که به طور زنده پخش مي‌شد، گفت: مسلمانان راديکال، ملهم از قدرت‌هاي اهريمني و شيطاني هستند.

پت رابرتسون، در همين حال، آريل شارون را نيز براي واگذاري نوار غزه به فلسطينيان به شدت سرزنش کرده بود. او پس از بيماري اخيرش، اعلام کرده بود: بيماري و حمله‌اي که به شارون دست داد، نتيجه کيفر الهي بود. به ياد داريد که درباره توفان کاترينا نيز آنان، آن را عذاب الهي به خاطر عقب‌نشيني از غزه عنوان کردند؛ تکفيري‌هاي سلفي مسلمان نيز تفسير مشابهي از تسونامي داشتند و آن را به توريزم جنسي مرتبط دانستند.

در برنامه ديگري، جناب کشيش و راسپوتين درگاه بوش، گفت: اسلام، دين صلح نيست! خانم‌ها و آقايان، شما چه خوشتان بيايد و چه بدتان، هدف اسلام، تسلط بر جهان است؛ تسلطي نفرت آور.
يکي ديگر از نوانجيلي‌ها که سناتور است، گفت: ما قادر هستيم که اماکن مقدس مسلمانان را نابود کنيم؛ اين سخنان به شدت تحريک‌آميز و جنگ‌افروزانه، از دهان کساني در مي‌آيد که بيشترين رفت‌وآمدها را با کاخ سفيد و دولت بوش دارند، چون بسياري از مقامات دولت بوش، پيرو کليساي «نوانجيلي» هستند.
کشيش ديگري که شهرت جهاني دارد و سخنان او همواره از تلويزيون‌هاي جهاني کليسا، پخش مي‌شود، دکتر «جان هيگ» است. او نيز مانند ساير نوانجيلي‌ها، دشمني شديد ضد‌روسيه و کمونيزم سابق را به طرف مسلمانان معطوف کرده است، به گونه‌اي كه کليساي او، تنها در يک مورد هشت ميليون و نيم دلار به يهوديان اتحاد شوروي سابق در سال 1989 کمک کرده است.

آنان که پيشتر در دهه 80 به عرب، افغان‌ها و ارتجاع عرب، کمک‌هاي فراواني کرده بودند، امروز، بيشتر از هر محفلي، عليه آنان تبليغ راه انداخته‌ا‌ند. او بنيانگذار بنياد تکريم و بزرگداشت يهود است که وظيفه هماهنگي و همبستگي با ملت يهود و اسرائيل را برعهده دارد. او بر اين باور است كه يک مسيحي، هر کاري را بايد بر اساس کتاب مقدس انجام دهد. کتاب مقدس در 7 آيه از ما خواسته است که يهوديان را ياري کنيم.

نوارهاي سخنراني او، از جمله «شمارش معکوس يهود» و «ميثاق يهود» در سراسر جهان توزيع شده است. وي حتي قبل از اين که محمود احمدي نژاد در ايران روي کار بيايد، پيش‌بيني کرده بود که روسيه و ايران با کمک اعراب، به اسرائيل حمله خواهند کرد، اما خداوند در انجيل وعده داده است که قوم يهود را پيروز و قوم روس و پارس را نابود خواهد کرد، همان گونه که فرعون را غرق کرد و يهود را از رود نيل به سلامت عبور داد. نوار و سي‌دي صوتي و تصويري اين کشيش انجيلي در مورد برنامه هسته‌اي ايران و نابودي اين كشور، به مبلغ 12 دلار، جزو پرفروش‌ترين سي‌دي‌ها بوده است.
در جهان اسلام نيز سي‌دي‌هاي شيخ سلفي به نام «السديسي» که در آن، بشارت به نابودي يهود و نصرانيت مي‌دهد، در سراسر مغرب عربي و شمال آفريقا پرطرفدار است.
امروزه، کليساي نوانجيلي به برکت کمک‌هاي سخاوتمندانه در کشورهاي آفريقايي به ويژه «اوگاندا»، «کنيا» و «جنوب سودان»، به سرعت در حال پيشرفت است.

همان گونه که بارها اعلام شده است، دولت بوش براي سلطه بر منابع اقتصادي کشورهاي ديگر، از جمله کشورهاي مسلمان، در حال آماده‌سازي افکار عمومي آمريکا و جهان است. بنا بر اين، با چنين برنامه‌هاي تلويزيوني و ترساندن مردم از مسلمانان، نتايج نظرخواهي‌ها در آمريکا، نشان مي‌دهد که درصد بالايي از مردم آمريکا، خواهان حمله ارتش آمريکا به ايران و سوريه هستند.


|+| نوشته شده توسط میر ارباب در پنجشنبه سی و یکم فروردین 1385 ساعت 16:25 |

اجاره رحم، صنعت تازه زنان فقير هندي!
او احتمالا تا سال آينده، بچه‌اي را به دنيا خواهد آورد كه اين بار به جمع خانواده‌اش اضافه نمي‌شود، بلكه به يك زوج آمريكايي نابارور، كه «مهلي» را براي اين كار اجاره كرده‌اند، داده مي‌شود. او در ازاي بازي كردن نقش مادر حامل بچه، پنج هزار دلار دريافت مي‌كند

پيشتر گفته مي‌شد آمريكايي‌ها براي دادن مزد كم در فعاليت‌هاي نرم‌افزاري، اين كارها را به هندي‌ها واگذار مي‌كند، اما اكنون اين روش در موضوع ديگري براي زنان فقير هندي تكرار مي‌شود، به اين ترتيب كه والدين نابارور با ارائه مبلغي حدود پنج هزار دلار، رحم يك زن فقير هندي را اجاره مي‌كنند تا براي آنان فرزندي به دنيا آورد!

به گزارش  «لوس‌آنجلس‌تايمز» در اين‌باره نوشت: مادران جايگزين در هند، به يك معامله خوب براي خارجي‌ها تبديل شده‌اند كه معامله خوبي است.

«ساروج مهلي» از اين كار بسيار راضي است. يك دوره نه‌ماهه كار كه به هيچ مهارتي نياز ندارد و تنها زحمت آن در پايان كار و هنگام تولد بچه است. او احتمالا تا سال آينده، بچه‌اي را به دنيا خواهد آورد كه اين بار به جمع خانواده‌اش اضافه نمي‌شود، بلكه به يك زوج آمريكايي نابارور، كه «مهلي» را براي اين كار اجاره كرده‌اند، داده مي‌شود.

او در ازاي بازي كردن نقش مادر حامل بچه، پنج هزار دلار دريافت مي‌كند؛ مبلغي كه برابر با دستمزد شش سال او به عنوان يك معلم در يكي از روستاهاي هند است. وي گذشته از پولي كه نصيبش مي‌شود و آن را براي فرزندانش خرج مي‌كند، از شادي كه براي اين زوج آمريكايي به ارمغان مي‌آورد، سخن مي‌گويد و اين‌كه اين كار براي آنان با گذراندن مراحل قانوني، چند صد هزار دلار هزينه داشته است.

در كنار كليه فاكتورهايي كه باعث شده است در سال‌هاي اخير بازرگانان غرب در چندين زمينه به هند رو بياورند، تعداد رو به افزايش زوج‌هاي ناباروري است كه در جستجوي زني مانند «مهلي» كه حاضر به اجاره رحمش به آنان باشد، به هند روي آورده‌اند.

اين موضوع تا حد زيادي مربوط به خانم دكتر «ايندريرا هيندوجا»، معروف‌ترين پزشك ناباروري هند است كه هر هفته، تقاضاهاي زيادي را از خارج از كشور دارد. در اينترنت هم مي‌توان آگهي‌هاي زناني را كه حاضر به اين كار هستند، پيدا كرد. عده‌اي، اين روند را ناشي از افزايش بيش از حد رشد اقتصادي هند در پانزده سال اخير مي‌دانند.

دكتر «نادا»، از مقامات پزشكي گجرات هند مي‌گويد: اين معامله‌اي است كه هر دو طرف آن برد است؛ يك معامله كاملا به صرفه كه اگر در استان‌هاي فقيري مانند «بنگال» و «آسام» اجرا شود، متقاضيان بسياري خواهد داشت.

عده‌اي ديگر، هيچ توجيه اخلاقي براي اين كار ندارند و از انفجار فقر در اين كشور و خطرات آن در كشوري كه سالانه صد هزار زن بر اثر بارداري و به دنيا آمدن نوزادان از بين مي‌روند، هراسانند. البته زوج‌هاي پولدار هندي نيز معمولا اگر داراي اين مشكل باشند، به اين كار روي مي‌آورند.

به هر حال، هر دو طرف معتقدند كه تجارت باروري در هند، باعث توريسم خارجيان در اين كشور نيز خواهد شد و سود زيادي در بر خواهد داشت.

بر پايه تحقيقات شوراي تحقيقات پزشكي هند، به رغم كاهش اخير اين روند، اين صنعت سالانه حدود شش ميليارد دلار درآمد دارد.

«گاتوم اللهباديا» متخصص ناباروري در بمبئي كه به تازگي يك زن حامله را براي يك زوج سنگاپوري پيدا كرده است، مي‌گويد: او در خواست‌هايي نيز از آمريكا، اسرائيل و اسپانيا دارد.

در استان «آناند»، هم‌اكنون بيست زن، داوطلب كشت جنين در رحمشان شده‌اند. عده‌اي نيز دور اول حاملگي را به پايان رسانده و براي حاملگي دوم آماده مي‌شوند. البته شرايطي نيز در زنان داوطلب مدنظر است كه از نظر روحي و جسمي آمادگي اين كار را داشته باشند. از نظر فيزيكي، اين‌كه آنان آمادگي عملي را كه بر جسمشان انجام خواهد شد، داشته باشند و رواني اين‌كه داراي فرزند باشند تا دلبستگي زيادي به بچه جديدشان پيدا نكنند. معمولا تخمك نيز از آن خود زن نبوده و از يك اهداكننده يا مادر اصلي دريافت مي‌شود.

به اين ترتيب، هر دو طرف، قراردادي را امضا مي‌كنند كه طي آن، والدين متقاضي، هزينه‌هاي پزشكي زن حامل را بر عهده گرفته و زن حامل نيز هرگونه حقي در مورد نوزاد را به آنان واگذار مي‌كند كه اين كار ترس بسياري از زوج‌هاي خارجي را از بين مي‌برد.

معمولا هزينه اين كار از 2800 تا 5600 دلار متفاوت است، در كشوري كه درآمد سالانه سرانه آن حدود پانصد دلار است، يك خوشبختي بزرگ است. معمولا زنان داوطلب از طبقات اقتصادي ـ اجتماعي پايين جامعه هستند. علاوه بر اينها، زنان حامله معمولا هداياي غذايي و دارويي و توجهات خاصي را از والدين در حال انتظار دريافت مي‌كنند كه بسيار علاقه‌مندند سرمايه‌گذاري‌شان ثمر دهد.

معمولا زوج‌هاي آمريكايي به علت گراني اين كار در آمريكا (حدود 20 تا 25 هزار دلار) به كشوري مثل هند روي مي‌آورند و مرد طي سفري با زن حامل و خانواده‌اش ديدار كرده و پس از اهداي اسپرم و امضاي قرارداد، بازمي‌گردد.
هزينه كلي اين باروري با احتساب هزينه‌هاي سفر و هزينه‌هاي ديگر به حدود 7200 دلار مي‌رسد.

 

|+| نوشته شده توسط میر ارباب در پنجشنبه سی و یکم فروردین 1385 ساعت 16:19 |

نواهای قرآنی حوزه علمیه دارالعلوم زاهدان خاموش شدند
 

کل من علیها فان و یبقی وجه ربک ذوالجلال و الاکرام

مراسم نماز جنازه حضرت مولانا نعمت الله توحیدی مفسر چیره دست قرآن کریم که همیشه روزهای جمعه قبل از نماز توحید و یکتا پرستی همراه  با شهامت و بردباری  ایشان از گلدسته های مکی با صدای دلنشین و بیان رسا به نمایندگی از پیامبر مکرم اسلام به مردم ابلاغ می شد و همچنین ...

نماز جنازه مولانا عبدالحکیم گمشاد زهی آن مرد خستگی ناپذیر که درد و نیازهای اهل سنت ایران را از آن خود می دانست و بطور شبانه روزی با پیمودن راههای بزرگ و طولانی کشور به مشکلات دینی مردم گوش می داد و از هیچ خدمتی در راستای تبلیغ دین و فراهم کردن امکانات برای تعلیم قران و نماز مردم دریغ نمی کرد؛ همراه با امام جمعه محترم و معزز نصرت آباد که در سفر ایشان مصداق آیه ( و جآء من اقصی المدینة رجل یسعی ) با ملحق شدن به ایشان از منطقه خویش، قرارگرفته بود و همچنین آن الگوی جوانان جناب آقای عزیز الله براهویی که در راستای رساندن و گسترش مفاهیم قرآنی به دعوت ایشان لبیک گفته بود و همگی با هم در اثر سانحه تصادف در مسیر زاهدان – بم به درجه رفیع شهادت نائل امدند با حضور هزاران نفر در مصلای بزرگ اهل سنت زاهدان برگزار شد.


به گزارش خبر نگار مان ، این مراسم از ساعت 8 صبح با تلاوت آیات ملکوتی قرآن کریم  و بیان تسلیت و ابراز همدردی اساتید برجسته مدرسه های دینی  همچون مولانا محمد صالح ، مولانا دهقان ، مولانا محمد گل ، مولانا عبدالمجید مرادزهی ، مولانا محمد یوسف ، مولانا عبدالرحمن محبی و مولانا احمد نارویی آغاز و ساعت۱۰ پایان یافت.


هر یکی از سخنرانان این فاجعه را به خود و سایر مردم بویژه جامعه دارالعلوم زاهدان و بازمانگان آن عزیزان تسلیت گفته و علو درجات و رحمت الهی را برای آن بزرگواران مسئلت کردند.


همچنین جناب آقای دهمرده استاندار سیستان و بلوچستان و حجت الاسلام و المسلمین سلیمانی نماینده ولی فقیه در استان و امام جمعه اهل تشیع زاهدان در این مراسم حضور پیدا نموده و هر یک به نوبه خود از دست رفتن این عزیزان را محضر همه عزاداران و بخصوص دارالعلوم مکی زاهدان تسلیت گفته و مردم را به صبر و شکیبائی دعوت دادند.

و در پایان نماز جنازه این بزرگواران توسط شیخ الحدیث مولانا محمد یوسف حفظه الله اقامه و به قبرستان ابتدای راه زاهدان – میرجاوه تشییع شد.                        
|+| نوشته شده توسط میر ارباب در پنجشنبه هفدهم فروردین 1385 ساعت 19:37 |

وزارت كشور كشته شدن عبدالمالك ريگي را تاييد نكرد .

خبرگزاري فارس: روابط عمومي وزارت كشور با ارسال تكذبيه‌اي به خبرگزاري‌هاي سراسر كشور خبر كشته عبدالمالك ريگي و اشرار وابسته به وي را تاييد نكرد.

 

به گزارش خبرگزاري فارس در تكذبيه روابط عمومي وزارت كشور تصريح شده است:

‌در پي تحقيقات انجام شده در خصوص هلاكت عبدالمالك ريگي و اشرار وابسته

در اين خصوص اطلاع‌ دقيقي در دست نمي‌باشد و اين خبر هنوز به تاييد مقامات

امنيتي كشور نرسيده است.

|+| نوشته شده توسط میر ارباب در پنجشنبه هفدهم فروردین 1385 ساعت 19:37 |

دستگيري دستيار ارشد زرقاوي در عراق
                                            

                                                           به نام حضرت دوست

ارتش آمريكا اعلام كرد دستيار ارشد ابومصعب الزرقاوي كه از وي به عنوان رئيس القاعده در عراق ياد مي‌شود را دستگير كرده است. 

به نقل از خبرگزاري فرانسه، ارتش آمريكا امروز اعلام كرد عمليات گسترده نيروهاي آمريكايي و عراقي منجر به دستگيري «محمد حله حامد عبيدي» شد كه به «ابو ايمن» نيز معروف است.
وي روز هفتم ماه مارس دستگير شد اما اعلام خبر دستگيري وي به دليل لزوم انجام آزمايش دي‌ان‌اي به تاخير افتاد.

ايمن كه دستيار سابق رئيس اطلاعات در دوران رژيم صدام حسين بود در منطقه محموديه در جنوب بغداد دستگير شد.
وي همچنين رئيس يك ارتش مخفي بود كه در استان شمالي بابل فعاليت مي‌كرد و با زرقاوي ارتباطات قوي داشت.

ارتش آمريكا اعلام كرد وي همچنين مظنون شماره يك ربودن «سگرنا»، خبرنگار ايتاليايي در عراق در سال گذشته است.


|+| نوشته شده توسط میر ارباب در پنجشنبه هفدهم فروردین 1385 ساعت 15:51 |